تبلیغات
نامه های جودی ابوت به بابالنگ دراز - نامه دوم جودی به بابالنگ دراز
 
نامه های جودی ابوت به بابالنگ دراز
چهارشنبه 17 فروردین 1390 :: نگــــار غفـــــاری
  اول اكتبر ؛

 بابا لنگ دراز عزیز :

 من كالج رو دوست دارم و تو رو هم دوست دارم به خاطر اینكه منو اینجا فرستادی. خیلی خیلی خوشحالم ، اونقدر هیجان زده ام كه به سختی خوابم میبره . نمی تونی درك كنی چقدر اینجا با " گریر هوم" تفاوت داره . هیچوقت فكر نمی كردم یه توی دنیا یه همچین جایی وجود داشته باشه .متاسفم برای هر كی كه دختر نیست و نمی تونه اینجا بیاد. مطمئنم كالجی كه تو وقتی پسر جوونی بودی و توش درس خوندی اینقدر زیبا نبوده .

 اتاق من بالای یه برج هس كه قبل از اینكه درمانگاه جدید رو بسازن مركز درمانی بیماریهای مسری بود .سه تا دختر دیگه هم توی همین طبقه هستن . یه سال آخری كه عینك می زنه و همیشه از ما میخواد كه كمی ساكت باشیم. و دو سال اولی كه اسمهاشون "سالی مك براید" و "جولیا رالدج پندلتون" هست. "سالی" موهای قرمز و بینی سربالا داره و كمی مهربونه ."جولیا" از یه خونواده درجه یك توی نیویوركه و تا حالا به من توجهی نكرده . اون دو تا اتاقشون یكیه ، اما من و سال آخریه هر كدوم اتاق مستقلی داریم. اصولا سال اول ها نمی تونن اتاق مستقل داشته باشن، اما من بدون اینكه بخوام دارم. شاید مسئول ثبت نام فكر كرده كه درست نباشه كه یه دختر با اصول تربیت شده با یه دختر سر راهی یه اتاق باشن. می بینی چه مزیت هایی داره !

اتاق من توی ضلع شمال غربی هس كه دو پنجره با یه چشم انداز داره .بعد از هیجده سال زندگی توی خانه بی سرپرستان با بیست و دو هم اتاقی خیلی آرامش بخشه كه تنها باشی . این اولین فرصت برای آشنا شدن با "جروشا ابوت"ـه . فكر كنم داره ازش خوشم میاد. تو چی فكر می كنی؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 مرداد 1394 11:13 ب.ظ
سلام من با خوندن این نامه ها کمک میکنم که بیشتر حواسم جمع درسام باشه ودوست دارم وقتی مدرسه شروع شد هر هفته یه نامه مثل جودی بنویسم .ممنون از وبلاگ مفیدتومن
امکانش هست که متن اصلی رو هم رو سایت قدقرار بدین ممنون
نگــــار غفـــــاریبه زودی حتما متن اصلی رو هم خواهم گذاشت
چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 11:46 ب.ظ
عالی بود من تو بچگی هام عاشق جودی بودم به منم سری بزن
یکشنبه 12 آبان 1392 09:10 ب.ظ
من عاشقه کارتونای بچگی و دخترونه هستم مثه بابالنگ دراز .میتونی در مورد خود این داستان و جودی و رابطش با بابالنگ دراز نظرات خودتو بنویسی...نویسنده خیلی ذهن خلاقی داره
دوشنبه 7 مرداد 1392 10:53 ب.ظ
من هم یه بابا دارم ...
بابا لنگ دراز عزیزی که حتی به سایه ش هم نمیرسم...
شنبه 18 خرداد 1392 02:38 ب.ظ
باور میکنی من کتابشو داشتم ولی نمی دونستم جودی با کی ازدواج میکنه
چهارشنبه 11 مرداد 1391 01:56 ب.ظ
خسته نباشی .عالی بود .منم کتاب و 10 قسمت آخرش رو دارم بنظرم بهترین داستانه. واقعا که محشره
شنبه 31 تیر 1391 03:40 ب.ظ
جودی شخصیت جالبیه و عالی
جمعه 5 خرداد 1391 01:42 ق.ظ
عاشق وبتم.لطفا ادامه بده و به وب منم بیا.
جمعه 1 اردیبهشت 1391 11:02 ب.ظ
چه نوستال زیبایی.....
دوشنبه 21 فروردین 1391 12:35 ق.ظ
بارها نامه ها و زندگی جودی رو خوندم و با سالی مک براید و جولیا پندلتون
توی محوطه دانشگاه قدم زدم
و تعطیلاتم را با او در مزرعه ی لاک ویللو زندگی کردم!

لینکتون میکنم
پنجشنبه 10 فروردین 1391 06:17 ب.ظ
ترمه ی خیلی خووووووووووووووووب و روونی هستش ولی شاید بهتر باشه یکم حس نویسندگیو خودتو توش قاطی کنی
چهارشنبه 23 آذر 1390 03:39 ب.ظ
سلام وبلاگ جالبی داری - ادامه بده
نه تنها خودم میخونمش -بلکه چندنفر دیگر رو هم عاشق وبلاگت می کنم
یکشنبه 17 مهر 1390 03:55 ب.ظ
سلام دستتون درد نکنه من عاشق جودی هستم کار ارزنده ای کردید
راستی این پستتون رو با ذکر وبلاگ و اسمتون تو وبم گذاشتم خوشحال میشم بهم سر بزنید در پناه حق
دوشنبه 4 مهر 1390 07:15 ب.ظ
عالی بود..لطفا متن اصلی رو هم همراه ترجمه های نامه ها بذارید..واقعا ممنون
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 09:57 ب.ظ
سلام..
عاشق جودی هستم.و اون شخصیت عجیب و خاصی که داره تحسین برانگیزه
تبریک میگم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :