تبلیغات
نامه های جودی ابوت به بابالنگ دراز - نامه نهم جودی به بابا لنگ دراز
 
نامه های جودی ابوت به بابالنگ دراز
یکشنبه 26 بهمن 1393 :: نگــــار غفـــــاری
 اكتبر؛

 بابا لنگ دراز عزیز ،

 من عضو تیم بسكتبال شدم و میتونی زخم روی  شونه چپم رو ببینی. كبود و سرخ شده و یك كم هم رگه  های نارنجی داره . "جولـیا پندلتون خیلی تلاش كرد عضو تیم شه ولی نشد . هــــورااااا !

می بینی چه بخیلم!

 كالج داره بهتر و بهتر میشه . من دخترها ، دبیرها ، كلاسها ، محوطه كالج  و خوراكهایی رو كه می خوریم دوست دارم .ما دوبار در هفته برنامه بستنی داریم اما شله ذرت نداریم.

 تو خواسته بودی كه فقط هر ماه یه بار برات نامه بنویسم ؛ نه؟ و اما من با نامه های چند روز به چند روزم  تورو بدجوری مشغول كردم . آخه من خیلی هیجان زده ام و باید  راجب اتفاقات جدیدی كه افتاده با كسی صحبت كنم ؛ و تو تنها كس هستی ! لطفا هیجان مضاعف منو ببخش. به زودی فروكش می كنه. اگه نامه هام حوصله تو سر ببره ، هر وقت خواستی می تونی بندازیشون سطل آشغال . قول می دم تا نیمه نوامبر نامه دیگه ای ننویسم.

 پرحرفترینت : جودی ابوت 


جودی ابوت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :